@جذب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جذب آشام يا جذب دوباره ... گياه فاقد خاصيت جذب نور جذب کردن جذب کرده جذب کننده جذب به وسيله مکيدن جذب ثانوى جذب خود به خود مواد غذايى جذب سطحى جذب سطحى کردن جذب شدن جذب شدنى جذب شده به درون جذب و ترکيب غذا حالت جذب و انجذاب خود جذب شده داراى خاصيت جذب در بدن جذب کردن دوباره جذب کردن دوباره مکيدن و جذب کردن قابليت جذب قدرت جذب ... رطوبت را به خود جذب مى کند ماده جذب کننده ماده ى جذب شده واژه هاى شامل جذب ـ (32) : 1 , 2