@جراحى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جراحى پس از عمل جراحى چاقوى کوچک جراحى گره بخيه جراحى ... که پزشکى و جراحى را در بيمارستان ... آلت بريدن در جراحى اتاق جراحى اره جراحى مغز اسکنه جراحى انبر جراحى با چاقوى جراحى بريدن بخيه جراحى ... وسيله عمل جراحى زهدان را ... جراحى پلاستيک جراحى ترميمى و زيبايى جراحى مغز جهت درمان ... جراحى و از بين بردن ... ... لوزتين به وسيله عمل جراحى سنبه جراحى ضد عفونى براى عمل جراحى عمل جراحى عمل جراحى کردن عمل جراحى براى درآوردن ... عمل جراحى شکافتن جدار سينه عمل جراحى و برداشتن مجراى ... عمل جراحى و برداشتن نسج ريه واژه هاى شامل جراحى ـ (31) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}