@جراحى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جراحى غير قابل جراحى مته حفارى معدن و جراحى ميله گلو پاک کن جراحى وابسته به جراحى ... به روش جراحى ترميمى استخوان يک نوع عمل جراحى مخصوص فتق واژه هاى شامل جراحى ـ (31) : 1 , 2