@جرثقيل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جرثقيل کاميون جرثقيل دار ... مجهز به جرثقيل يا نردبان با جرثقيل بلند کردن يا ... با جرثقيل حمل کردن جرثقيل پايه دار جرثقيل آبى حرکت لنگرى جرثقيل خودرو داراى جرثقيل قلاب جرثقيل