چراغ
زبان مبدأ: فارسی
/books.google.com/
معنی فارسی
- واژه چراغ وام گرفته شده از چراک پارسی میانه (čerâğ, čarâğ)، خود از پارتی 𐫝𐫡𐫀𐫃 (crʾg /čirāγ/، «چراغ»). دوتایی سراج (سیراک، چراغ).واژه در زبان سغدی به شکل چاراو تغییر یافته است . • منابع ها.Çağbayır, Yaşar (2007) “çerağ”, in Ötüken Türkçe Sözlük (in Turkish), volume 1, Istanbul: Ötüken Neşriyat, page 935 …………….. • Devellioğlu, Ferit (1962) “çerâg”, in Osmanlıca-Türkçe Ansiklopedik Lûgat[1] (in Turkish), Istanbul: Türk Dil Kurumu, page 188 …………… • Kélékian, Diran (1911) “چراغ”, in Dictionnaire turc-français, Constantinople: Mihran, page 468 …………….. • Meninski, Franciszek à Mesgnien (1687) “Lucerna”, in Complementum thesauri linguarum orientalium, seu onomasticum latino-turcico-arabico-persicum, simul idem index verborum lexici turcico-arabico-persici, quod latinâ, germanicâ, aliarumque l…
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary lamp ; light واژه هاى شامل چراغ ـ (48)
- اسم آلتی که در تاریکی آن را روشن کنند و آن دارای اقسامی چند
- اسم ~ چشمک زن نوعی چراغ راهنمایی که به طور متناوب و لحظهای خاموش و روشن میشود. ؛~ جادو یا ~ علاءالدین چراغی افسانهای منسوب به علاءالدین یکی از پهلوانان داستانهای «هزارو یک شب» که به وسیلة آن کارهای عجیب و سحرآمیز انجام میداد.
* پهلوی # واژه چراغ وام گرفته شده از چراک پارسی میانه (čerâğ, čarâğ)، خود از پارتی 𐫝𐫡𐫀𐫃 (crʾg /čirāγ/، «چراغ»). دوتایی سراج (سیراک، چراغ).واژه در زبان سغدی به شکل چاراو تغییر یافته است . • منابع ها.Çağbayır, Yaşar (2007) “çerağ”, in Ötüken Türkçe Sözlük (in Turkish), volume 1, Istanbul: Ötüken Neşriyat, page 935 …………….. • Devellioğlu, Ferit (1962) “çerâg”, in Osmanlıca-Türkçe Ansiklopedik Lûgat…