@جريان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جريان ... به وسيله جريان الکتريسته و ... ... کردن ولتاژ جريان به وسيله ... آلت ميزان کردن جريان هوا آهسته جريان يافتن ... به وسيله جريان برق خاصيت ... اجزاء ترکيب کننده جريان برق انسداد جريان خون ايجاد جريان برق در اثر حرارت با انطباق جريان با جريان روب مشترک ... به وسيله جريان برق فاسد ... ... شن درضمن جريان آب يخچال ... بردن جريان به جريان انداختن به جريان اندازى به جريان عادى انداختن ... اثر پيش بينى جريان مرض تجزيه کردن به وسيله جريان برق تجزيه جسمى به وسيله جريان برق ... شيميايى به وسيله جريان برق تحريک شده توسط جريان دينام ... سايش رودخانه و جريان آب جريان گردابى جريان آب جريان آب زيردريا واژه هاى شامل جريان ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}