@جزر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جزر آب جزر و مد که بخشکى مى رسد اثر جزر و مد بدون جزر و مد بى جزر و مد جزر فرو کشنده جزر و مد کامل جزر و مد ايجاد کردن جزر و مد خفيف جزر و مد شبانه جزر و مدى حالت وسط جزر و مد خفيف ترين جزر و مد روگاه جزر و مد زمين ساحلى دستخوش جزر و مد ميله شاخص جزر و مد نمودار جزر و مد يا کشند وابسته به حرکت جزر و مد در ...