@جزو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جزو آوازه خوان جزو دسته خوانندگان ... ميمون ها نيز جزو آن به شمار ... جزو گروه کشيشان پايين ... جزو افراد تفنگداران دريايى جزو حوزه اسقفى جزو حوزه اى به حساب آوردن جزو زبانى وارد شدن جزو ساختمان جزو طبقه رنجبر و کارگر درآوردن جزو مردم عادى جزو مقدسين و اولياء محسوب داشتن