@جزيره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جزيره اهل جزيره تاهيتى در جزاير ... اهل جزيره سيسيل اهل جزيره هائيتى اهل شبه جزيره ايبرى به صورت جزيره درآوردن جزيره کوچک جزيره کوچک سنگى يا مرجانى جزيره کوچک ميان درياچه جزيره کوچکى ميان رودخانه ... جزيره اورکنى درشمال اسکاتلند جزيره اى جزيره اى که سابقا ... جزيره ايسلند جزيره بودن جزيره دار کردن جزيره ريالتو در ونيز جزيره ساختن جزيره سنت هلن درجنوب ... جزيره شناور و مصنوعى جزيره قبرس جزيره مالاگازى جزيره مالت جزيره مان هاتان جزيره مينورکا در مديترانه جزيره نشين واژه هاى شامل جزيره ـ (42) : 1 , 2