@جستن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جستن پس جستن پيش جستن بر پيشى جستن پيشى جستن از پيشى جستن بر با سرعت از جاى جستن بالا جستن برابرى جستن با برترى جستن برترى جستن بر برتى جستن بر بيرون جستن از تفوق جستن تفوق جستن بر جستن از جستن از روى خلاصى جستن رهايى جستن روى يک پا جستن سبقت جستن سبقت جستن بر شرکت جستن مغلوب ساختن پيشى جستن