@جشن@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جشن جشن و سرور جشن و شادمانى پر سر و صدا جشن ورود جشن ورود بخانه تازه جشن يا يادبود صد ساله جشن يادگارى ... نطق افتتاحيه جشن فارغ التحصيلى ... که خطابه جشن فارغ التحصيلى ... ... چهار ساله جشن هاى ورزشى ... روز جشن مجلس يا جشن يادبود مربوط به جشن مربوط به جشن ياد بود مسابقه و جشن بازى بولينگ وابسته به جشن باده گسارى ... وابسته به جشن و عشرت واژه هاى شامل جشن ـ (41) : 1 , 2