@جعبه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جعبه اطاقک تاريک جعبه عکاسى اهرم جعبه ماکو به شکل صندوق يا جعبه جعبه گرامافون خودکار ... جعبه گلدان جعبه کشودار جعبه کلاه جعبه کوچک جعبه کوچک جاى جواهرات جعبه کوچک مخصوص آچار ... جعبه آخور جعبه آينه جعبه ابزار جعبه اسباب هاى مختلف جعبه اشياء متبرکه جعبه اى جعبه اى که چون در ... جعبه اى که گل در ... جعبه اى که زن جوان ... جعبه بندى جعبه تبديل امواج صوتى به صدا جعبه تصميم جعبه جواهر جعبه خياطى جعبه داش بورد واژه هاى شامل جعبه ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}