@جعبه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جعبه جعبه دنده جعبه دو خانه جعبه رنگ نقاشى جعبه ساز جعبه ساعت جعبه سياه جعبه صابون جعبه ظروف سرباز يا مسافر جعبه قرقره جعبه قطب نما جعبه مانند جعبه محتوى ساز کوکى جعبه مخصوص نامه ها جعبه مقوايى جعبه موسيقى جعبه هزار پيشه جعبه ى کوچک زينتى ... جعبه ى مقوايى مخصوص ... جعبه يا سکوب چوبى ... جعبه يا قلمى که در ... در جعبه گذاردن در سورتمه جعبه اى سوار شدن در صندوق يا جعبه گذاشتن درقفس يا جعبه گذاردن دستگاه يا جعبه تنظيم مقاومت واژه هاى شامل جعبه ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}