@جفت@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جفت جفت شدن جفت شده از راه ساتع کننده جفت طاس جفت متقارن جفت مرتب خازن جفت ساز ... از يک وهله جفت گيرى در سال داراى سه جفت برگچه راننده يک جفت حيوان يا ... زاد و ولد از راه جفت گيرى زاد و ولد بدون جفت گيرى ... سلول جنسى جفت خود قابل ... سوار يا جفت کردن ... آن به صورت جفت و صليبى به ... شخص بى جفت صدا يا ساز را جفت کردن عمل امتزاج و جفت کردن فاقد جفت جنين مستقيما جفت شده ... را با هم جفت کرده و شکل ... وابسته به جفت وابسته به جفت گيرى وابسته به جفت گيرى جانوران ... وابسته به جفت يا نقاط متقابل يک جفت گيرى واژه هاى شامل جفت ـ (50) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}