@جلسه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلسه کسى که جلسه اى را اداره مى کند اعضاى جلسه روحانى براى تشکيل جلسه و شورا ... تجديد جلسه تجديد جلسه دادگاه تشکيل جلسه دادن جلسه احضار ارواح و غيره جلسه بحث و تحقيق در ... جلسه دادرسى مجدد جلسه روحانيان کليسا جلسه عمومى دانشجويان جلسه غير رسمى براى ... جلسه فوق العاده جلسه محاوره و مرور جلسه مخصوص جلسه مشورت در باره مسابقه جلسه يا مهمانى مردانه رياست جلسه را بعهده داشتن صورت جلسه صورت جلسه نوشتن متصدى تفريحات يا معرف نطاق جلسه مواد دستور جلسه
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}