@جلو@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلو خود را جلو اندازى ... داراى دو صندلى عقب و جلو دکل جلو و پايين کشتى داراى چشمان جلو آمده ... طرفين يا در جلو و عقب ساختمان داراى ساختمان جلو آمده در جلو در جلو چيزى قرار دادن در دويدن جلو افتادن در صف جلو قرار گرفتن در مسابقه جلو افتادن از درمانور جلو افتادن دوقاچ جلو و عقب زين ... چراغ هاى جلو صحنه نمايش ... رو به جلو زمين جلو آمده زمين جلو عمارت سپر جلو بخارى سايبان يا چادر جلو مغازه سبقت يا جلو افتادگى از ... سد جلو راه سر به جلو ... ساير اسباب هاى جلو بخارى سينه جلو دادن شيشه جلو اتومبيل واژه هاى شامل جلو ـ (160) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}