@جلو@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلو ... نخستين بار در جلو عموم ظاهر مى ... هر عضو جلو آمده چيزى ... از دوبال جلو حشرات چهار ... وابسته به جلو وابسته به جلو عقده عصبى وابسته به جلو مغز واقع در جلو استخوان پيشانى واقع در جلو سر واقع در جلو محور بدن واقع در جلو مغز واژه هاى شامل جلو ـ (160) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7