@جلوه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلوه پر جلوه کوتاه جلوه دادن با جلوه بدتر جلوه دادن بزرگ جلوه کردن بزرگ جلوه دادن مطالب ... جلوه گاه جلوه گر جلوه گرى از دور جلوه دادن جلوه داشتن جلوه دهنده جلوه ظاهر جلوه و شکوه نمايش پر جلوه نمايش و جلوه هنرى پرشکوه