@جلوگيرى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلوگيرى ... دخول ديگران جلوگيرى کند ... که براى جلوگيرى از پيشرفت ... از بروز احساسات جلوگيرى کردن از شکست و يا حادثه جلوگيرى کردن اعتصاب و جلوگيرى از ورود ... ... آن براى جلوگيرى از لغزش جلوگيرى کردن جلوگيرى کردن از جلوگيرى کننده جلوگيرى کننده از صدمه به حيات جلوگيرى کننده از نوبت ... جلوگيرى از آبستنى جلوگيرى از آتش سوزى جلوگيرى از بروز احساسات جلوگيرى از تورم کردن جلوگيرى از رشد و ازدياد ... جلوگيرى شده جلوگيرى نکردنى خاصيت جلوگيرى کننده ... که براى جلوگيرى از وزش ... ... که براى جلوگيرى از آب ... غير قابل جلوگيرى قابل جلوگيرى قابليت جلوگيرى ... سقف و جلوگيرى از تراوش ... واژه هاى شامل جلوگيرى ـ (31) : 1 , 2