@جلوگيرى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جلوگيرى معالجه يا جلوگيرى از بيمارى ... ناشى از جلوگيرى ... واژگون شدنش جلوگيرى کند وابسته به جلوگيرى ... نوسانات و تکان جلوگيرى مى کند وسيله جلوگيرى از آبستنى واژه هاى شامل جلوگيرى ـ (31) : 1 , 2