@جمعى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جمعى ... همراه با آواز دسته جمعى گردش دسته جمعى کار توام و دسته جمعى کار دسته جمعى کشتار دسته جمعى آواز دسته جمعى به سبک کليسايى اخذ راى دسته جمعى بال زنى دسته جمعى به صورت دسته جمعى سرود خواندن به طور جمعى به طور دسته جمعى تامين دسته جمعى جريمه يا ماليات دسته جمعى ... هنگام آواز دسته جمعى حرکت دسته جمعى حمله دسته جمعى دسته جمعى دسته جمعى خوردن دسته جمعى عمل کردن ... ورزشى دسته جمعى در مدارس ... ... رقص و آوازهاى دسته جمعى رقص دسته جمعى دايره وار روح صميمت و يگانگى دسته جمعى زندگى دسته جمعى موريانه سرود جمعى واژه هاى شامل جمعى ـ (41) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}