@جنس@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنس جنس لطيف جنس ماده جنس متحرک جنس مرجان آبى و شقايق نعمانى جنس مونث جنس ميگو جنس نر جنس نر آهو و حيوانات ديگر جنس نر حيوانات پستاندار جنس وسط فروش جنس يا گونه خداى قدرت تناسلى جنس مذکر خوش جنس ... جنسى نسبت به جنس موافق داراى خصوصيات جنس نر و ماده ... علاقه جنسى به جنس مقابل و به ... دوره قبل از فحليت جنس ماده سلول اوليه جنس نر سلول بيضه علاقمند به جنس مخالف علاقه به جنس مخالف فلزى از جنس کروم ... مخصوصاً نسبت به جنس زن ... سوراخ آن جنس مورد لزوم ... ماهى کوچک آب شيرين از جنس کپور مايل به جنس خود واژه هاى شامل جنس ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}