@جنس@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنس مربوط به جنس زن مربوط به جنس نر و ماده ... جنسى نسبت به جنس مخالف مشترک بين دو جنس مقاربت کننده با هم جنس خود ميانه يا حد وسط دو جنس نوع معرف و نماينده يک جنس نوعى پشه از جنس انوفل که ناقل ... نوعى بوته از جنس خلنگ ... زهردار که جنس ماده آن ... هر نوع گياه از جنس ثعلب ... يا درخت از جنس باميه از خانواده ... هم جنس هم جنس کردن هم جنس باز هم جنس شدگى هم جنس شونده هم جنس و يک جور سازى ... گيرى جانوران از يک جنس وابسته به جنس خنثى وابسته به جنس مخالف واحد جنس يک جور وهم جنس کردن ياخته متحرک نطفه بالغ جنس نر واژه هاى شامل جنس ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}