@جنس@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنس مربوط به جنس زن مربوط به جنس نر و ماده ... جنسى نسبت به جنس مخالف مشترک بين دو جنس مقاربت کننده با هم جنس خود ميانه يا حد وسط دو جنس نوع معرف و نماينده يک جنس نوعى پشه از جنس انوفل که ناقل ... نوعى بوته از جنس خلنگ ... زهردار که جنس ماده آن ... هر نوع گياه از جنس ثعلب ... يا درخت از جنس باميه از خانواده ... هم جنس هم جنس کردن هم جنس باز هم جنس شدگى هم جنس شونده هم جنس و يک جور سازى ... گيرى جانوران از يک جنس وابسته به جنس خنثى وابسته به جنس مخالف واحد جنس يک جور وهم جنس کردن ياخته متحرک نطفه بالغ جنس نر واژه هاى شامل جنس ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4