@جنسى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنسى جنسى از پنگوئن هاى ... جنسى از کرم هاى پهن جنسى از تاژکداران شبيه به گياه جنسى از ثعلب هاى آمريکايى جنسى از جانوران گرمسيرى ... جنسى از جانوران ريز ريشه پاى جنسى از خزه هاى دريايى جنسى از درختان کوچک ... جنسى از فاميل آکانتاسه حالت يک جنسى خوشگذرانى جنسى داراى احساسات جنسى نسبت به ... داراى اندکى تمايل جنسى داراى تمايل جنسى کمتر از طبيعى داراى تمايلات جنسى داراى تمايلات جنسى زياد داراى خاصيت جنسى داراى صفات جنسى مغاير با ... داراى علاقه جنسى به جنس ... داراى ناتوانى جنسى ... کروموسوم سلول هاى جنسى داراى يک نوع هاگ غير جنسى داراى ياخته جنسى نر کوچک ... داروى مقوى غرائز جنسى دعوت به مقاربت جنسى کردن واژه هاى شامل جنسى ـ (116) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5