@جنوب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنوب ... و صدفخوار جنوب استراليا ... با دوام جنوب آمريکا و ... کفتار بومى جنوب و مشرق آفريقا اهل جنوب اهل جنوب غربى اهل ناتال در جنوب آفريقا باد جنوب شرقى باد جنوب غربى به سوى جنوب به سوى جنوب غربى به طرف جنوب به طرف جنوب شرقى توفان جنوب شرقى توفان يا تند باد جنوب غربى ... هند غربى و جنوب فلوريدا جنوب خاورى جنوب شرقى جنوب غربى ... گرمسيرى مارپيچى جنوب اقيانوس ساکن ... ... دو رگه جنوب شرقى اتازونى در اقصى نقطه جنوب در جهت جنوب خاورى در دورترين نقطه جنوب شرقى درجهت جنوب باخترى ... ابره آدم جنوب شرقى آمريکا واژه هاى شامل جنوب ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}