@جنوب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جنوب رسوم و آداب جنوب رو به جنوب ساکن نواحى جنوب شرقى سرزمين جنوب ... سياه پوستان جنوب آمريکا سوى جنوب صليب جنوب عازم جنوب قطب جنوب قوقاول بزرگ صحرايى جنوب آسيا لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب مار سمى آبزى جنوب آمريکا مدار قطب جنوب مربوط به قطب جنوب ... واقع در جنوب شرقى فرانسه ... شهرى در جنوب ويلت شاير ... نخل بلند جنوب فلوريدا و کوبا نقطه جنوب ... مدار شمال و جنوب استوا وابسته به قطب شمال و جنوب واقع در جنوب رود تايمز در لندن واقع در جنوب غربى ... بومى هاى جنوب آفريقا که ... ... قسمتى از جنوب فلسطين بوده واژه هاى شامل جنوب ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}