@جهت@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جهت تغيير جهت تغيير جهت کشتى تغيير جهت حرکت ارتش تغيير جهت دادن تغيير جهت محور جسم گردند ... هاى مجاور هم جهت مساحى جراحى مغز جهت درمان بيمارى ... جهت گردش جهت کردن جهت دار جهت ديگر جهت ياب جهت ياب راديويى جهت يابى جهت يابى کردن ... مايع جهنده اى در جهت عقب حمايت زياد يابى جهت خلاف جهت باد خندق باريک جهت سنگر گيرى ... کننده صوت از سه جهت ... رويش در يک جهت يا به صورت ... داراى يک جهت در جهت در جهت باد در جهت جنوب خاورى واژه هاى شامل جهت ـ (68) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}