@جهت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جهت در جهت مخالف در جهت مغرب در جهت وزش باد در خلاف جهت ساعت دستگاه جهت نمايى سرکشتى را در جهت باد گردانيدن ... و با شست جهت خود را نشان ... شليک توپ جهت تبريک و تهنيت ... عقب کشتى جهت تخليه فاضل ... ... از اموال خصوصى جهت عموم ... اى که جهت عبور حيوانات ... ... افقى در جهت گردش عقربه ... ... مرده را جهت انجام مراسم ... ... آن را در جهت مخالف حرکت دهد نرخ ثابت هتل جهت اتاق و سرويس ... ... ميزان وزش بادها و جهت آنها ... سيستم عامل جهت کامپيوترهاى شخصى يک در ميان در دو جهت قرار دادن واژه هاى شامل جهت ـ (68) : 1 , 2 , 3