@جهش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جهش اضافه جهش جدول جهش جهش کردن جهش کننده جهش بر مبناى محاسبه جهش بلند اسب جهش جهيدن جهش خون شريان جهش دو حالتى جهش زيرروال جهش شبيه پرواز جهش شرطى جهش غير شرطى جهش غير مستقيم جهش ناگهانى جهش ناگهانى کردن جهش و کشش جسمى به ... جهش يا حرکت فنرى ... حرکات سريع و جهش هاى مداوم