@جواب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جواب پيش جواب کتاب سوال و جواب دينى انعکاس يا جواب سرود و موسيقى ... از راه سئوال و جواب جواب گو جواب کتبى يا شفاهى جواب احتياج را دادن جواب دادن جواب دار جواب دهنده جواب رد جواب زيرکانه جواب سريع و زيرکانه جواب شوخى آميز جواب متقابل جواب متقابل دادن جواب منفى جواب ناپذير ... خودکار آن را جواب مى دهد ... سرايندگان کليسا در جواب دسته ى ديگر ... سوال و جواب در نفرى مسئول جواب گويى ... جمعى به طور سوال و جواب