@جوجه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جوجه پر درآوردن جوجه پرندگان کليه جوجه هايى که يکباره ... تيغ جوجه تيغى ... موجوداتى مثل جوجه تيغى جوجه گيرى جوجه کبوتر جوجه کشى جوجه کشى کردن جوجه آشيانه جوجه اردک جوجه اى که هنوز پر در نياورده جوجه باز جوجه بيرون آمدن جوجه تازه پر وبال درآورده جوجه تيغى جوجه جغد جوجه خروس جوجه سراز تخم درآورده جوجه شاعر جوجه عقاب جوجه غاز جوجه قو جوجه ماکيان و امثال آن جوجه مرغ جوجه مرغ تکان واژه هاى شامل جوجه ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}