@جور@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جور هر جور هست هم جنس و يک جور سازى هم جور همان جور همه جور يک جور يک جور پارچه پشت نما ... يک جور پارچه پشمى شطرنجى يک جور پرتغال يک جور پرستو که لانه ... يک جور پروانه يک جور چکمه که تا زير ... يک جور چاى سياه يک جور گل پيازدار يک جور گل ميخک يک جور گوى بازى يک جور کرجى کوچک يک جور کلاه پوستى يک جور کلاه چهارگوش که ... يک جور کلوچه يا کماج يک جور آفت درختان ميوه يک جور اسب کوچک اسکاتلندى ... يک جور باز کوچک که ... يک جور بازى يک جور بازى گوى و چوگان واژه هاى شامل جور ـ (108) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}