@جونده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جونده پستانداران جونده داراى ... جانور جونده ... عامل کشنده جانوران جونده نوعى جانور جونده کوچک شبيه ... نوعى جونده نقب زن آمريکايى ... به پستانداران جونده دو رديف ...