@جوهر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جوهر جوهر مورچه جوهر نعناع خشک جوهر نفس داراى جوهر مازو داراى دو جوهر فرد لکه جوهر يا مرکب مافق وجود يا جوهر مادى ... تقطير الکل و جوهر گوگرد به دست ... مربوط به جوهر فرد ملح جوهر غوره يا جوش ترش نمک جوهر گوگرد نمک جوهر آهن نمک جوهر سرکه نمک معدنى يا نمک آلى جوهر شوره هم جوهر واژه هاى شامل جوهر ـ (40) : 1 , 2