@حاشيه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حاشيه چين دار کردن حاشيه لباس کاتب حاشيه نويس بر کتب عهد عتيق ... برجسته ى حاشيه دوزى و ... ... چپ و راست در حاشيه دوزى ... تزيينى محدب حاشيه بشقاب و ... اشکال تزيينى محدب حاشيه يقه برداشتن حاشيه از به طور حاشيه ... ابرى که حاشيه اش سفيد ... تورى حاشيه بافتن تورى حاشيه لباس حاشيه پياده رو حاشيه چرمى دور چيزى حاشيه چين دار حاشيه گذارى حاشيه گذاشتن حاشيه گذاشتن به حاشيه کتاب حاشيه آرايشى حاشيه اى حاشيه اى که در بالاى ... حاشيه تورى پارچه حاشيه تورى گذاشتن حاشيه دار حاشيه دار کردن واژه هاى شامل حاشيه ـ (55) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}