@حاشيه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حاشيه حاشيه دوختن بر حاشيه دوز حاشيه دوزى حاشيه دوزى کردن حاشيه دوزى زرى و يراق لباس حاشيه را تزيين کردن حاشيه رو حاشيه ريشه دار حاشيه زدن به حاشيه زينتى دادن به حاشيه ضخيم پارچه اى ... حاشيه نوشتن حاشيه نوشتن بر حاشيه نويس حاشيه نويسى حاشيه نويسى برمتن کتاب حاشيه هم تراز شده داراى حاشيه تورى کردن داراى حاشيه موجى در حاشيه ريشه کردن حاشيه پارچه ريشه يا حاشيه زائد لبه داريا حاشيه دار کردن ... بر روى حاشيه فيلم ناطق نخ پنبه اى حاشيه دوزى واژه هاى شامل حاشيه ـ (55) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}