@حاصله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حاصله ... سياه پلاتين حاصله از حل ... ... به بيمارى حاصله از ميکروب ... ... مسرى و عفونى حاصله در اثر اسپيروکتى ... حاصله در اثر خورشيد و ماه با هم خوشحالى حاصله از نخستين موفقيت دهانه يا حفره حاصله در اثر بمب ... زواياى خارجى حاصله از تقاطع ... زيان حاصله در اثر عدم ... سرمايه حاصله در اثر کار ... سلول حاصله از تقسيم سلول ... صداى حاصله از خوردن سم ... صداى حاصله از عمل بلع ضربت حاصله در اثر تکان سخت عايدات حاصله از کسب و ... ... و تغييرات حاصله در نفس ... ... و تغييرات حاصله در پديده ... مسموميت حاصله از خوردن سگاله مسموميت عفونى حاصله در اثر ... ... وسيله حرارت حاصله از الکتريسته منافع حاصله از زمين مزروعى ناراحتى هاى حاصله در اثر ... نرمى حاصله در اثر سايس يا مالش نيروى حاصله از کاردستى وحشت حاصله در اثر ظهور ... ... و اضطراب حاصله از صداى ...