@حافظه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حافظه حافظه فرار حافظه فقط خواندنى حافظه مجازى حافظه مختصاتى حافظه منفعل حافظه ميان يگر حفاظت حافظه در حافظه پهن کردن ... براى سنجش حافظه و توجه روگرفت حافظه ... تقويت هوش و حافظه از راه قياس ... ضعف حافظه به علت ضعف ... مکان حافظه مدت دستيابى به حافظه نگاشت حافظه نگهبان حافظه نقشه حافظه وابسته به حافظه وابسته به قوه حافظه واژه هاى شامل حافظه ـ (44) : 1 , 2