@حالت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت پخش حالت جامد ... طريقه عمل و حالت و شرط و ... گرفتگى حالت از حالت بسيج بيرون آوردن از حالت تغليظ خارج کردن از حالت جنگل خارج کردن از حالت زوجى خارج کردن از حالت شيشه اى در آوردن از حالت نظامى درآمدن از حالت هيپنوتيزم خارج شدن با حالت با حالت حمله با حالت عصبانى بردار حالت به حالت آشتى درآمدن به حالت تعادل درآوردن بى حالت تابع حالت بعدى ... متن از حالت تصويرى به ... تغيير از يک حالت بحالت ديگر تغيير حالت روحانى يافته ثبات حالت برنامه حالت پايا حالت پربرگى حالت پلاستيکى واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9