@حالت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت پخش حالت جامد ... طريقه عمل و حالت و شرط و ... گرفتگى حالت از حالت بسيج بيرون آوردن از حالت تغليظ خارج کردن از حالت جنگل خارج کردن از حالت زوجى خارج کردن از حالت شيشه اى در آوردن از حالت نظامى درآمدن از حالت هيپنوتيزم خارج شدن با حالت با حالت حمله با حالت عصبانى بردار حالت به حالت آشتى درآمدن به حالت تعادل درآوردن بى حالت تابع حالت بعدى ... متن از حالت تصويرى به ... تغيير از يک حالت بحالت ديگر تغيير حالت روحانى يافته ثبات حالت برنامه حالت پايا حالت پربرگى حالت پلاستيکى واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}