@حالت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت حالت افعال ارادى حالت امرى حالت انکسار حالت انزال در مقاربت حالت انفرادى حالت انقباضى حالت اهلى حالت بگير و ول کن حالت برايى حالت بلورى دادن حالت بنيانى حالت بى بقايى حالت بى حسى و خواب آلودگى حالت بيحالى حالت تبعى حالت تحريک حالت تحريک پذيرى حالت تدافع حالت تشنج حالت تعادل حالت تعدد حالت تعليق حالت تناوبى حالت تهوع حالت تهوع دست دادن واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9