@حالت@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت حالت تهوع نسبت به غذاى بد مزه حالت تورم حالت توفانى حالت جامد حالت جذب و انجذاب حالت جواز حالت جوان شدن حالت جيبى حالت خادم و مخدومى حالت خاصى به خود گرفتن حالت خروجى حالت خفقان حالت خفقان پيدا کردن حالت خلسه حالت خمارى حالت خميرى حالت خواب حالت خواب آلودگى و ... حالت خواب آلودى حالت خواب و بيدارى حالت خودکار حالت خودکارى حالت خودمانى و بى رودربايستى حالت دائمى حالت دردى واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9