@حالت@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت حالت عروقى حالت عمودى حالت غايب بودن حالت غايى حالت غبارى حالت غش يا سنکوپ پيدا کردن حالت غضروفى حالت غياب حالت غير طبيعى حالت غير طبيعى جنين حالت فاعلى حالت فراموشى حالت فضايى حالت فعل و انفعالى حالت فنرى حالت فنرى داشتن حالت قندى حالت لوله اى حالت مکانى حالت مالکيت حالت مالخوليايى حالت متعدى حالت مخاصمه حالت مخلوط نشدنى حالت مردى واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9