@حالت@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حالت حالت و شرايط ايالات آمريکا حالت ورودى حالت وسط جزر و مد حالت ويژگى حالت ويژه حالت ويژه دادن حالت يک جنسى حالت يک قطبى حالت يک منطقى حالت يخى خوش حالت داراى حالت تب داراى حالت روحانى داراى حالت سنکوپ داراى حالت صمغى در حالت هيجان دستگاه حالت جامد ساختمان يا حالت داستان ساختگى فيزيک حالت جامد ... موجب ايجاد حالت سودايى مى ... مدارات حالت جامد مرتفع شدن حالت مسموميت مولفه ى حالت جامد ناراحتى روانى در اثر حالت عصبى وابسته به حالت ويژه واژه هاى شامل حالت ـ (202) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9