@حاوى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حاوى ... دو ظرفيتى حاوى مقدار کمى ... ... هايى که حاوى پروتون و ... جسمى که حاوى ماده ى ضد ... حاوى پند يا گفته هاى اخلاقى حاوى اطلاعات مفيد حاوى تيتانيوم حاوى حوادث حزن آور و خنده آور حاوى ريشه ى آمين حاوى طلا حاوى مقدار زيادى اسيد حاوى نکته ى مهم و قابل گوشزد حاوى هزارمين قسمت سرم حاوى پادتن ... موشک که حاوى مواد منفجره ... ... شاعر يونانى حاوى شرح مسافرت ... ... پروتئينى که حاوى مقدارى چربى ... ... خميرى شيرين حاوى ميوه و ... ... رنگى که حاوى رنگ قرمز ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}