@حايل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حايل ... گذرند ولى حايل پرتو هاى ... اسبابى که حايل نور بوده ... تير حايل حايل کردن حايل کردن يا شدن حايل جراثقال حايل ريل حايل شدن حايل ماوراء داراى ديواره يا حايل کردن داراى شمع يا حايل داراى يک ديوار حايل مانع حايل ميله حايل نرده حايل