@حد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حد پا از حد خود فراتر نهادن ... و خارج از حد عادى و فوق ... ... يا ديانت به حد کمال برسد کمتر از حد لزوم در معرض ... کمترين حد آزادى بيش از حد دادن احساسات بيش از حد از حد گذرانى از حد اعتدال بيرون رفتن از حد خارج شدن از حد خود تجاوز کردن اطمينان بيش از حد انجام کارى بيش از حد وظيفه باريکه زمين حد فاصل بين ... بزرگ شدن عضوى بيش از حد لزوم بزرگى بيش از حد سر بلند تراز حد معمول به حد کمال به حد افراط به حد رشد رسيده به حد وفور به طور بيش از حد بى حد بى حد و حصر بيش از حد واژه هاى شامل حد ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}