@حدود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حدود ... فضا و ماوراى حدود و ثغور و ... پيمانه اى در حدود به يک ليتر تجاوز از حدود تحديد حدود تحديد حدود کردن تعيين کردن حدود تعيين حدود کردن حدود تقريبى حدود صلاحيت حدود فعاليت حدود معين کردن حدود و ثغور خارج از حدود خارج از حدود اختيارات قانونى خارج از حدود معمولى در آن حدود در حدود در حدود سه ماه دراين حدود مبحث ارزش و حدود معرفت محصور در حدود معينى مقابله حدود هم حدود و ثغور