@حرارت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرارت قابل سفت شدن در مقابل حرارت ... پذيرى در مقابل حرارت قابليت استحکام در مقابل حرارت ... استقامت در برابر حرارت زياد قبلا حرارت دادن ... به وسيله حرارت دادن به ... ... و رابطه آن با حرارت محفظه ياظرف عهايق حرارت مربوط به الکتريسته و حرارت ... به وسيله حرارت حاصله از ... معالجه به وسيله حرارت ... تغييرات شديد درجه حرارت ... داراى درجات حرارت مختلف و ... هواخواهى با حرارت وابسته به ايجاد حرارت توسط برق وابسته به تقليل درجه حرارت وابسته به حرارت مرکزى زمين وابسته به درجه حرارت هسته اتمى وابسته به رابطه برق و حرارت وابسته تنظيم حرارت واحد حرارت ... گيرى اختلاف درجه حرارت واژه هاى شامل حرارت ـ (72) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}