@حرارت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرارت قابل سفت شدن در مقابل حرارت ... پذيرى در مقابل حرارت قابليت استحکام در مقابل حرارت ... استقامت در برابر حرارت زياد قبلا حرارت دادن ... به وسيله حرارت دادن به ... ... و رابطه آن با حرارت محفظه ياظرف عهايق حرارت مربوط به الکتريسته و حرارت ... به وسيله حرارت حاصله از ... معالجه به وسيله حرارت ... تغييرات شديد درجه حرارت ... داراى درجات حرارت مختلف و ... هواخواهى با حرارت وابسته به ايجاد حرارت توسط برق وابسته به تقليل درجه حرارت وابسته به حرارت مرکزى زمين وابسته به درجه حرارت هسته اتمى وابسته به رابطه برق و حرارت وابسته تنظيم حرارت واحد حرارت ... گيرى اختلاف درجه حرارت واژه هاى شامل حرارت ـ (72) : 1 , 2 , 3