@حرف@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرف با بلند گو حرف زدن با بى حوصلگى حرف زدن با صداى بلند حرف زدن با صداى تيز و زير حرف زدن باغضب حرف زدن بالکنت حرف زدن بالبداهه حرف زدن ... بعضى از حرف هاى صدادار بدون حرف ربط بدون حرف عطف بلافاصله بعد از حرف با صدا بلافاصله بعد از حرف بيصدا بلافاصله قبل از حرف صدا دار به طور مداوم حرف زدن به طور نامفهوم حرف زدن بى پرده حرف زن بى حرف بى ملاحظه حرف زدن ... و پنجمين حرف الفباى انگليسى بيست و سومين حرف الفباى انگليسى ... و آخرين حرف الفباى انگليسى بيست و يکمين حرف الفباى انگليسى بيستمين حرف الفباى انگليسى تکرار حرف ربط تبديل تلفظ حرفى به حرف ديگرى واژه هاى شامل حرف ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}