@حرف@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرف حرف بزرگ حرف به حرف حرف به حرف نقل کردن حرف به حرف نوشتن حرف به حرف نويسى حرف بى ارزش زدن صحبت ... حرف بى ربط حرف بى ربط و پوچ حرف بى صدا حرف بيست و چهارم الفباى انگليسى حرف بيست و دوم الفباى انگليسى حرف بيهوده زدن حرف تعريف حرف تعريف براى چيز يا شخص معينى حرف توخالى حرف توخالى و بى معنى حرف جر حرف حلقى و شفوى حرف خود را خوردن حرف خود را رسما پس گرفتن حرف درشت حرف دو پهلو حرف دو صوتى يا چند صوتى حرف دوازدهم الفباى يونانى حرف ديگرى را قطع کردن واژه هاى شامل حرف ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7